شما اینجا هستید: احادیث سایت > خشنودی خدا، برطرف‌کننده نیازها
خشنودی خدا، برطرف‌کننده نیازها
امام حسين(ع): من طلب رضى اللّه بسخط من النّاس كفاه اللّه امور النّاس و من طلب رضى النّاس بسخط اللّه وكّله اللّه الى النّاس.
هركس به دنبال خشنودى خدا باشد هر چند با ناخشنودى مردم، خدا از كارهاى مردم او را كفايت مى‏ نمايد و هركس طالب خشنودى مردم باشد هرچند با ناخشنودى و غضب خدا، خداوند او را به مردم واگذار مى‏ نمايد.

مردم رضا و سخط و خشنودى و نا خشنودى‏ هايى دارند و خداوند هم رضا و سخط و خشنودى و نارضايى‏ هايى دارد. گاهى اين رضا و سخطها در برابر هم قرار مى‏ گيرد و امكان اجتماع ندارد، در اين هنگام تزاحم، رضا و سخط چه كسى رابه حساب بياوريم؟

بطور طبيعى آنكس كه براى ما اهميت داشته باشد او را مقدم مى‏ داريم و بطور طبيعى بت‏ها و معبودهاى حاكم بر ما از پدر و مادر و همسر و فرزند و دوست و مردم خواهند بود، مگر آنكه از آنها رنجيده باشيم و يا به عشق بزرگترى از خداوند دست يافته باشيم.

در اين بيان، امام حسين به يك راه حلّ ديگرى كه جمع بين آنهاست هدايت مى‏ فرمايد و آنهم اين است كه با رضايت خداوند، آن ذات مقدّس قدرت راضى كردن و يا كفايت كردن مردم را دارد ولى با رضايت مردم، قدرتى بر راضى ساختن خدا در ميان نيست.

زيرا خداوند از حمايت اين بت پرست دست برمى‏ دارد و او در ميان مردمى با هوس‏هاى گوناگون گرفتار مى‏شود، خواسته‏ هاى متناقض آنها، او را به بن بست مى‏ كشاند.

پس طلب رضاى حق، كفايت رنج مردم را خواهد داشت، چه با قدرت حق و چه با وسعت سينه‏ ى تو و فراغت قلبى تو؛ ولى طلب رضاى مردم بن بست تعارض و رهاشدگى و تنهايى و واگذارى از جانب خدا را خواهد داشت و ضعف روحى و تنگى سينه، تو را به گرفتارى‏ ها، حسّاس و مبتلاء خواهد ساخت:

مردم زياد هستند و پر توقع و خدا يكى است و بى‏ نياز، يوسف به دوستش در زندان تعليم مى ‏فرمود: «أَرْبَابٌ مٌّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ‏اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ». (یوسف/39)

 آيا خدايان پراكنده بهتر هستند، يا خداى يكتاى نيرومند.

اين بن بست رضايت مردم براى هركس كه بخواهد آزمودنى و آموختنى است. گذشته از بن‏ بست و گذشته از دنياى بيرون و نعمت‏ها و رنج‏ها، راحتى و رنج انسان در واقع از قدرت و ضعف خود، از تعلق و وابستگى و يا فراغت و آزادى او سر چشمه مى‏ گيرد. در نتيجه، با چشم پوشى از خدا و بريده شدن پيوندها، آدمى به پرخاش و حساسيّت و آشفتگى و افسردگى خواهد رسيد و از توهم و از خيال هم رنج خواهد برد، تا چه رسد به واقعيتى كه سرشار از تحوّل و درس و رنج است.

طلب رضاى خدا، قدرت و فراغت و كفايت او را دارد و چشم پوشى از او و رضاى او، تعارض و تناقض و سخط و رنج موهوم و خيالى و يا واقعى پر تحول را خواهد داشت.

ارسال نظر