شما اینجا هستید: قرآن > آیه مع الصادقین
آیه مع الصادقین
ای کسانی که ایمان آورده اید, از خدا بترسید و با راستگویان باشید.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ

ای کسانی که ایمان آورده اید, از خدا بترسید و با راستگویان باشید.

با صادقان باشید

در آیات گذشته ، سخن درباره گروهى از متخلفان در میان بود، متخلفانى كه عهد و پیمان خود را با خدا و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) شكسته ، و عملا اظهارات خود را در مورد ایمان به خدا و روز جزا تكذیب نموده بودند و دیدیم كه چگونه مسلمانان با قطع رابطه خود از آنها تنبیهشان كردند!

اما در آیه مورد بحث اشاره به نقطه مقابل آنها كرده ، دستور مى دهد كه رابطه خود را با راستگویان و آنها كه بر سر پیمان خود ایستاده اند محكم بدارند.

نخست مى فرماید: ((اى كسانى كه ایمان آورده اید از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید)) (یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله ).

و براى اینكه بتوانند راه پر پیچ و خم تقوا را بدون اشتباه و انحراف بپیمایند اضافه مى كند: ((با صادقان باشید)) (و كونوا مع الصادقین ).

در اینكه منظور از ((صادقین )) چه كسانى است ، مفسران احتمالات گوناگونى داده اند.

ولى اگر بخواهیم راه را نزدیك كنیم ، باید به خود قرآن مراجعه كنیم كه در آیات متعددى ((صادقین )) را تفسیر كرده است .

در سوره بقره مى خوانیم : لیس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائكة و الكتاب و النبیین و آتى المال على حبه ذوى القربى و الیتامى و المساكین و ابن السبیل و السائلین و فى الرقاب و اقام الصلوة و آتى الزكوة و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فى الباساء و الضراء و حین الباس اولئك الذین صدقوا و اولئك هم المتقون (بقره - 177).

در این آیه مى بینیم پس از آنكه مسلمانان را از گفتگوهاى اضافى درباره مساءله تغییر قبله نهى مى كند حقیقت نیكوكارى را براى آنها چنین تفسیر مى كند: ایمان به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و كتب آسمانى و پیامبران ، سپس انفاق در راه خدا به نیازمندان و محرومان ، و بر پا داشتن نماز، و پرداختن زكات ، و وفاى به عهد، و استقامت در برابر مشكلات به هنگام جهاد، و پس از ذكر همه اینها مى گوید: كسانى كه این صفات را دارا باشند، صادقان و پرهیزگارانند.

و به این ترتیب صادق كسى است كه داراى ایمان به تمام مقدسات و بدنبال آن عمل در تمام زمینه ها باشد.

و در آیه 15 سوره حجرات مى خوانیم : انما المؤ منون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فى سبیل الله اولئك هم الصادقون .

((مؤ منان تنها كسانى هستند كه ایمان به خدا و پیامبرش آورده ، سپس شك و تردیدى به خود راه نداده اند (و علاوه بر این ) با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند، اینها صادقان هستند.

این آیه نیز ((صدق )) را مجموعه اى از ایمان و عمل كه در آن هیچگونه تردید و تخلفى نباشد معرفى مى كند.

و در آیه 8 سوره حشر مى خوانیم : للفقراء المهاجرین الذین اخرجوا من دیارهم و اموالهم یبتغون فضلا من الله و رضوانا و ینصرون الله و رسوله اولئك هم الصادقون .

در این آیه مؤ منان محرومى كه على رغم همه مشكلات ، استقامت به خرج دادند و از خانه و اموال خود بیرون رانده شدند، و جز رضاى خدا و یارى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) هدفى نداشتند، به عنوان صادقان معرفى شده اند.

از مجموع این آیات نتیجه مى گیریم كه ((صادقین )) آنهائى هستند كه تعهدات خود را در برابر ایمان به پروردگار به خوبى انجام مى دهند، نه تردیدى به خود راه مى دهند، نه عقب نشینى مى كنند، نه از انبوه مشكلات مى هراسند بلكه با انواع فداكاریها، صدق ایمان خود را ثابت مى كنند.

شك نیست كه این صفات مراتبى دارد، بعضى ممكن است در قله آن قرار گرفته باشند كه ما نام آنها را معصومان مى گذاریم ، و بعضى در مراحل پائینتر.

آیا منظور از صادقین تنها معصومان است ؟

گر چه مفهوم صادقین همانگونه كه در بالا ذكر كردیم ، مفهوم وسیعى است ، ولى از روایات بسیارى استفاده مى شود كه منظور از این مفهوم در اینجا تنها معصومین هستند.

سلیم بن قیس هلالى چنین نقل مى كند: كه روزى امیرمؤ منان (علیه السلام ) با جمعى از مسلمانان گفتگو داشت از جمله فرمود: شما را به خدا سوگند مى دهم آیا مى دانید هنگامى كه خدا ((یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقین )) را نازل كرد سلمان گفت : اى رسولخدا آیا منظور از آن عام است یا خاص ؟

پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: ماءمورین به این دستور همه مؤ منانند و اما عنوان صادقین مخصوص برادرم على (علیه السلام ) و اوصیاء بعد از او تا روز قیامت است .

هنگامى كه على (علیه السلام ) این سؤ ال را كرد، حاضران گفتند آرى این سخن را از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) شنیدیم .

((نافع )) از ((عبد الله بن عمر)) در تفسیر آیه چنین نقل مى كند كه خداوند نخست به مسلمانان دستور داد كه از خدا بترسند، سپس فرمود: كونوا مع الصادقین یعنى مع محمد و اهلبیته (با پیامبر اسلام و خاندانش ).

گر چه بعضى از مفسران اهل تسنن مانند نویسنده المنار ذیل روایت فوقرا به این صورت نقل كرده اند مع محمد و اصحابه .

ولى با توجه به اینكه مفهوم آیه عام است و هر زمانى را شامل مى شود و مى دانیم صحابه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در زمان محدودى بودند، عبارتى كه در كتب شیعه از عبد الله بن عمر نقل شده صحیحتر به نظر مى رسد.

نویسنده تفسیر برهان نظیر این مضمون را از طرق اهل تسنن نقل كرده و مى گوید: ((موفق بن احمد)) به اسناد خود از ((ابن عباس )) در ذیل آیه فوق چنین

نقل كرده : هو على بن ابى طالب (او على بن ابى طالب است ).

سپس مى گوید: همین مطلب را ((عبدالرزاق )) در كتاب ((رموزالكنوز)) نیز آورده است .

اما مساءله مهمتر این است كه در آیه فوق دو دستور داده شده نخست دستور به تقوا و سپس دستور به همراه بودن با صادقین ، اگر مفهوم صادقین در آیه عام باشد و همه مؤ منان راستین و با استقامت را شامل گردد باید گفته شود و كونوا من الصادقین از صادقین باشید، نه با صادقین باشید (دقت كنید).

این خود قرینه روشنى است كه ((صادقین )) در آیه به معنى گروه خاصى است .

از سوى دیگر منظور از همراه بودن این نیست كه انسان همنشین آنها باشد بلكه بدون شك منظور آن است كه همگام آنها باشد.

آیا اگر كسى معصوم نباشد ممكن است بدون قید و شرط، دستور پیروى و همگامى با او صادر شود؟ آیا این خود دلیل بر آن نیست كه این گروه تنها معصومانند؟!

بنابراین آنچه را از روایات استفاده كردیم ، با دقت و تاءمل از خود آیه نیز مى توان استفاده كرد.

جالب توجه اینكه مفسر معروف ((فخررازى )) كه به تعصب و شك آورى معروف است ، این حقیقت را پذیرفته (هر چند غالب مفسران اهل تسنن ، با سكوت ، از این مساءله گذشته اند!) و مى گوید: ((خداوند مؤ منان را به همراه بودن با صادقین دستور داده ، بنابراین آیه دلالت بر این دارد كه : آنها كه جائز الخطا هستند باید به كسى اقتدا كنند كه معصوم است ، تا در پرتو او از خطا مصون بمانند، و این معنى در هر زمانى خواهد بود، و هیچ دلیلى بر اختصاص آن به عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نداریم )).

ولى بعدا اضافه مى كند: ((قبول داریم كه مفهوم آیه این است و در هر زمانى باید معصومى باشد، اما ما این معصوم را مجموع امت مى دانیم نه یك فرد!، و به تعبیر دیگر این آیه دلیل بر حجیت اجماع مؤ منین و عدم خطاى مجموع امت است )):

به این ترتیب فخر رازى نیمى از راه را به خوبى پیموده ، اما در نیمه دوم گرفتار اشتباه شده است ، اگر او به یك نكته كه در متن آیه است توجه مى كرد نیمه دوم راه را نیز بطور صحیح مى پیمود، و آن اینكه اگر منظور از صادقان مجموع امت باشد، خود این ((پیرو)) نیز جزء آن مجموع است ، و در واقع پیرو جزئى از پیشوا مى شود، و اتحاد تابع و متبوع خواهد شد، در حالى كه ظاهر آیه این است كه پیروان از پیشوایان ، و تابعان از متبوعان جدا هستند (دقت كنید).

نتیجه اینكه آیه فوق از آیاتى است كه دلالت بر وجود معصوم در هر عصر و زمان مى كند.

تنها سؤ الى كه باقى مى ماند این است كه ((صادقین )) جمع است و باید در هر عصرى معصومان ، متعدد باشند.

پاسخ این سؤ ال نیز روشن است و آن اینكه مخاطب تنها اهل یك عصر نیستند، بلكه آیه تمام اعصار و قرون را مخاطب ساخته و مسلم است كه مجموع مخاطبین همه اعصار با جمعى از صادقین خواهند بود، و به تعبیر دیگر چون در هر عصرى معصومى وجود دارد، هنگامى كه همه قرون و اعصار را مورد توجه قرار دهیم سخن از جمع معصومان به میان خواهد آمد، نه از یك فرد.

شاهد گویاى این موضوع آن است كه در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) جز او كسى كه واجب الاطاعة باشد وجود نداشت ، و در عین حال آیه به طور مسلم شامل مؤ منان زمان او مى شود، بنابراین مى فهمیم منظور جمع در یك زمان نیست بلكه جمع در مجموعه زمانهاست.

 

سوره توبه, آیه 119

ارسال نظر